1
00:00:00,530 --> 00:00:04,740
‫#01 وقتی برگشتم خونه،
‫یه قهرمان شده بودم

2
00:00:06,210 --> 00:00:07,490
‫موفق شدیم؟

3
00:00:07,990 --> 00:00:10,360
‫انگار شیاطین عقب‌نشینی کردن.

4
00:00:10,810 --> 00:00:12,740
‫شاید کار پادشاه شیاطین رو تموم نکرده باشیم،

5
00:00:12,740 --> 00:00:15,730
‫گوران، جنگجو

6
00:00:13,220 --> 00:00:15,730
‫ولی حسابی دخلش رو آوردیم.

7
00:00:15,730 --> 00:00:20,380
‫اریک، قهرمان

8
00:00:16,130 --> 00:00:17,320
‫آره.

9
00:00:17,320 --> 00:00:20,370
‫بعید می‌دونم تا یه مدت بتونه
‫غلط دیگه‌ای بکنه.

10
00:00:20,370 --> 00:00:22,960
‫اگه بتونم اینو به مانا تبدیل کنم...

11
00:00:22,290 --> 00:00:25,200
‫فکر کنم هر سه‌تامون بتونیم
‫زنده برگردیم خونه.

12
00:00:25,200 --> 00:00:26,380
‫انگار همینطوره.

13
00:00:26,380 --> 00:00:30,740
‫یا شایدم تا وقتی بقیه‌اش نمیره،
‫این کار فایده‌ای نداشته باشه؟

14
00:00:30,740 --> 00:00:31,630
‫لاک؟

15
00:00:31,630 --> 00:00:36,260
‫شاید اگه این بقایای ناچیز رو
‫تقویت کنم... یا نکنم؟

16
00:00:36,600 --> 00:00:38,500
‫بعضیا هیچ‌وقت عوض نمی‌شن.

17
00:00:38,500 --> 00:00:42,760
‫پادشاه شیاطین رو فراری دادیم،
‫اون‌وقت تو هنوز گیر دادی به اون دست؟

18
00:00:42,760 --> 00:00:43,670
‫ها؟

19
00:00:44,490 --> 00:00:47,640
‫ببخشید، حواسم نبود.
‫چیزی گفتی؟

20
00:00:47,640 --> 00:00:51,000
‫به خاطر همین کاراته که هیچ‌وقت
‫نمی‌تونی دوست‌دختر پیدا کنی.

21
00:00:52,470 --> 00:00:57,560
‫خب دیگه، وقتشه با این شکاف ابعادی
‫دلگیر خداحافظی کنیم.

22
00:00:58,680 --> 00:01:00,880
‫عجب نبرد طولانی‌ای بود.

23
00:01:01,730 --> 00:01:04,300
‫حتی از چیزی که فکر می‌کردم هم بیشتر طول کشید.

24
00:01:04,810 --> 00:01:07,870
‫حیف شد که نتونستم
‫موقع به دنیا اومدن بچه‌ام باشم.

25
00:01:08,150 --> 00:01:11,960
‫هیچ تعجبی نمی‌کنم اگه دخترم
‫قیافه‌ام رو کلاً یادش رفته باشه.

26
00:01:12,340 --> 00:01:15,350
‫وقتی خانواده داشته باشی
‫نگرانی‌هات هیچ‌وقت تمومی نداره.

27
00:01:15,350 --> 00:01:16,850
‫من که ترجیح می‌دم مجرد بمونم.

28
00:01:17,090 --> 00:01:22,230
‫نه بابا، لاک. اینکه خانواده‌ای داشته باشی
‫که منتظرت باشن خیلی حس قشنگیه.

29
00:01:22,230 --> 00:01:27,180
‫دقیقاً. من و گوران تونستیم به جنگیدن ادامه بدیم
‫چون همچین پشتوانه‌ای داشتیم.

30
00:01:28,090 --> 00:01:31,060
‫بهتره تو هم بجنبی و
‫واسه خودت تشکیل خانواده بدی.

31
00:01:39,570 --> 00:01:41,460
‫پسر، حتماً داری شوخی می‌کنی.

32
00:01:41,780 --> 00:01:43,830
‫هنوز این همه شیطان مونده؟

33
00:01:50,090 --> 00:01:54,160
‫که اینطور. وقتشه یکم دیوونه‌بازی دربیارم.

34
00:01:55,060 --> 00:01:59,100
‫انگار باید برای دیدن بچه‌ام
‫یه کم دیگه هم صبر کنم.

35
00:01:59,440 --> 00:02:02,260
‫ما همین الانش هم از جنگ حسابی خسته‌ایم.

36
00:02:02,260 --> 00:02:04,720
‫توی یه مبارزه رودررو عمراً زنده بمونیم.

37
00:02:05,580 --> 00:02:06,680
‫بنابراین...

38
00:02:08,000 --> 00:02:09,980
‫اریک، گوران.

39
00:02:12,000 --> 00:02:14,860
‫اینجا رو بسپرین به من و بزنین به چاک!

40
00:02:23,000 --> 00:02:24,280
‫چی داری می‌گی، لاک؟!

41
00:02:24,280 --> 00:02:26,860
‫می‌گی تو رو اینجا ول کنیم
‫و خودمون فرار کنیم؟!

42
00:02:26,860 --> 00:02:29,360
‫پادشاه شیاطین هنوز کامل شکست نخورده.

43
00:02:29,360 --> 00:02:31,880
‫وقتی دوباره بلند شه،
‫به قدرت قهرمان نیاز داریم!

44
00:02:31,880 --> 00:02:35,250
‫پس این به منِ جنگجو ربطی نداره.
‫منم می‌جنگم!

45
00:02:35,600 --> 00:02:37,500
‫مگه تو خانواده نداری که بری پیششون؟

46
00:02:37,500 --> 00:02:39,750
‫لاک! خودنمایی رو بذار کنار!

47
00:02:41,510 --> 00:02:42,510
‫جادوی زمین؟

48
00:02:42,510 --> 00:02:43,380
‫لاک!

49
00:02:43,990 --> 00:02:46,890
‫لعنتی! یه طلسم حصار روش انداخت!

50
00:02:46,890 --> 00:02:50,460
‫مسخره‌بازی درنیار، لاک!
‫این طلسم رو باطل کن!

51
00:02:50,460 --> 00:02:52,650
‫نمی‌تونیم تو رو اینجا تنها بذاریم!

52
00:02:52,650 --> 00:02:56,270
‫خودتون گفتین تو این جنگ،
‫خانواده‌هاتون پشتوانه‌تون بودن.

53
00:02:56,710 --> 00:03:00,160
‫برای من، شماها مثل خانواده‌مین.

54
00:03:00,160 --> 00:03:01,460
‫لاک...

55
00:03:01,460 --> 00:03:03,150
‫خیلی زود بهتون ملحق می‌شم.

56
00:03:03,150 --> 00:03:06,910
‫خودتون می‌دونین چقدر کله‌شقم.

57
00:03:07,480 --> 00:03:12,860
‫اگه این دور و بر باشین، برای جنگیدن
‫با این همه شیطان حواسم پرت می‌شه.

58
00:03:13,300 --> 00:03:14,160
‫خواهش می‌کنم...

59
00:03:16,420 --> 00:03:17,680
‫برین!

60
00:03:17,680 --> 00:03:19,110
‫لاک!

61
00:03:19,110 --> 00:03:22,520
‫نمیری یه وقت!

62
00:03:29,200 --> 00:03:32,560
‫حالا بیاین جلو ببینم، شیاطین!

63
00:03:33,090 --> 00:03:36,940
‫فکر نکنین رد شدن از من کار آسونیه!

64
00:03:37,200 --> 00:03:39,730
‫بزن بریم!

65
00:03:44,500 --> 00:03:47,450
‫این شیاطین اصلاً تمومی ندارن.

66
00:03:48,460 --> 00:03:52,230
‫فکر کنم... این دیگه... حد توانمه.

67
00:03:53,470 --> 00:03:57,140
‫همونجا بود که یهو
‫به یه نقطه عطف رسیدم.

68
00:03:57,460 --> 00:04:00,460
‫ژنرال شیاطین

69
00:04:02,050 --> 00:04:04,220
‫انـ... انرژی‌ام...

70
00:04:04,700 --> 00:04:08,030
‫نیروی حیاتم داره... مکیده می‌شه؟

71
00:04:08,030 --> 00:04:09,730
‫باید لمس مکنده باشه!

72
00:04:13,470 --> 00:04:16,210
‫بیشتر مانام هم باهاش رفت.

73
00:04:26,020 --> 00:04:27,620
‫برمی‌گرده به خودت!

74
00:04:28,210 --> 00:04:30,110
‫لمس مکنده!

75
00:04:44,390 --> 00:04:48,380
‫مهارت یادگیریِ من، بهم اجازه می‌ده
‫هر طلسمی که علیه‌م استفاده می‌شه رو یاد بگیرم.

76
00:04:48,820 --> 00:04:52,150
‫این بهم اجازه می‌ده تا همزمان
‫خودم رو ریکاوری و تقویت کنم.

77
00:04:59,550 --> 00:05:01,140
‫بیاین جلو!

78
00:05:01,140 --> 00:05:03,740
‫حس می‌کنم الان می‌تونم سال‌ها بجنگم!

79
00:05:05,980 --> 00:05:07,910
‫چند هفته‌ست...

80
00:05:07,910 --> 00:05:11,870
‫نه، چند ماهه که دارم می‌جنگم؟

81
00:05:11,870 --> 00:05:13,750
‫حساب زمان از دستم در رفته.

82
00:05:14,390 --> 00:05:18,800
‫هر وقت خوابم می‌گرفت،
‫روی خودم طلسمی به اسم خیمه‌شب‌بازی می‌نداختم.

83
00:05:18,800 --> 00:05:23,500
‫با استفاده از اون، بدنم حتی موقعی که
‫خواب بودم هم به جنگیدن ادامه می‌داد.

84
00:05:24,630 --> 00:05:28,160
‫دیگه حتی حس نمی‌کردم
‫یه انسانم.

85
00:05:37,760 --> 00:05:41,670
‫یعنی... همه‌شون رو... کشتم؟

86
00:05:58,120 --> 00:06:00,670
‫چه زود ریکاوری کردی، هان؟

87
00:06:03,490 --> 00:06:05,320
‫خیلی سریع بود،

88
00:06:06,260 --> 00:06:07,740
‫پادشاه شیاطین!

89
00:06:08,690 --> 00:06:14,460
‫فکر می‌کردم یه دهه طول بکشه.
‫یا حداقل چند سالی زمان ببره.

90
00:06:16,350 --> 00:06:20,430
‫از مبارزه از نزدیک شروع می‌کنم
‫تا نذارم از جادوی آتشینش استفاده کنه!

91
00:06:24,850 --> 00:06:26,560
‫لمس مکنده!

92
00:06:35,020 --> 00:06:37,040
‫این زخم جدی‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم!

93
00:06:37,040 --> 00:06:38,860
‫اگه زود ریکاوری نکنم کارم تمومه!

94
00:06:46,220 --> 00:06:49,260
‫از شمشیرزن تاریکِ پادشاه شیاطین
‫کمتر از این هم انتظار نمی‌رفت.

95
00:06:49,720 --> 00:06:53,460
‫کی به شمشیر نیاز داره وقتی یه جادوگرم؟!

96
00:06:53,460 --> 00:06:54,720
‫شعله‌های اسارت‌بخش جهنم!

97
00:06:58,600 --> 00:07:00,060
‫شعله‌های اسارت‌بخش جهنم!

98
00:07:00,890 --> 00:07:02,330
‫لمس مکنده!

99
00:07:06,320 --> 00:07:07,890
‫می‌دونستم.

100
00:07:07,890 --> 00:07:11,990
‫خیلی سرت گرم دفاع
‫در برابر شعله‌های جهنمیه

101
00:07:11,990 --> 00:07:14,620
‫و نمی‌تونی برای لمس مکنده کاری کنی!

102
00:07:14,850 --> 00:07:16,570
‫وقت انتخابه!

103
00:07:16,570 --> 00:07:19,140
‫می‌ذاری شعله‌های جهنمی
‫جزغاله‌ات کنن،

104
00:07:19,140 --> 00:07:21,630
‫یا می‌خوای کل نیروی حیاتت رو از دست بدی؟!

105
00:07:42,730 --> 00:07:45,380
‫یعنی... تونستم؟

106
00:07:52,500 --> 00:07:56,210
‫آره، خودشه!

107
00:08:04,800 --> 00:08:07,480
‫خب حالا، من کجام؟

108
00:08:07,960 --> 00:08:10,960
‫خب، اگه همین جاده رو بگیرم برم
‫بالاخره می‌رسم به {\i1}یه‌جایی{\i0}.

109
00:08:12,220 --> 00:08:16,770
‫عالی شد. جیبم خالیه، و
‫کارت ماجراجوییم هم سوخته.

110
00:08:26,260 --> 00:08:28,850
‫اینجا... همون پایتخت پادشاهیه، نه؟

111
00:08:34,070 --> 00:08:36,360
‫هـ-هی، همونجا وایستا!

112
00:08:37,280 --> 00:08:38,540
‫مشکل چیه؟

113
00:08:42,280 --> 00:08:43,950
‫حتی بهم لباس هم دادن.

114
00:08:43,950 --> 00:08:46,370
‫چه آدمای خوبی.

115
00:08:47,040 --> 00:08:50,710
‫خب، برای شروع
‫یه سر می‌زنم به خونه‌ی گوران.

116
00:08:51,800 --> 00:08:53,740
‫چـ-چقدر بزرگه!

117
00:08:54,380 --> 00:08:56,480
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

118
00:08:56,860 --> 00:08:57,760
‫اِم...

119
00:08:58,880 --> 00:09:00,650
‫می‌خواستم گوران رو ببینم.

120
00:09:00,650 --> 00:09:01,900
‫وقت قبلی دارین؟

121
00:09:01,900 --> 00:09:03,760
‫نه، متأسفانه ندارم.

122
00:09:03,990 --> 00:09:07,520
‫اگه وقت ندارین، نمی‌تونم بذارم برین تو.

123
00:09:07,520 --> 00:09:10,150
‫اگه بهش بگین لاک اینجاست،
‫خودش متوجه می‌شه.

124
00:09:10,150 --> 00:09:13,310
‫از امثال شماها زیاد اینجا میان.

125
00:09:13,310 --> 00:09:14,820
‫دارم راست می‌گم!

126
00:09:14,820 --> 00:09:16,160
‫لطفاً تشریف ببرید.

127
00:09:17,730 --> 00:09:19,010
‫اَه.

128
00:09:20,010 --> 00:09:21,640
‫بی‌خیال.

129
00:09:21,640 --> 00:09:25,980
‫بعدش می‌رم انجمن،
‫و می‌گم کارت ماجراجوییم رو دوباره صادر کنن.

130
00:09:28,860 --> 00:09:32,590
‫اون مجسمه سنگی
‫قبلاً اینجا نبود.

131
00:09:34,640 --> 00:09:36,050
‫پس یه جادوگره، آره؟

132
00:09:36,430 --> 00:09:38,900
‫اتفاقاً خیلی هم خوش‌تیپه.

133
00:09:40,010 --> 00:09:41,130
‫ببخشید.

134
00:09:41,130 --> 00:09:41,960
‫ها؟

135
00:09:41,960 --> 00:09:44,140
‫این مجسمه‌ی کیه؟

136
00:09:44,140 --> 00:09:46,960
‫چی؟! نمی‌دونی؟!

137
00:09:46,960 --> 00:09:48,230
‫شرمنده، نه.

138
00:09:49,160 --> 00:09:50,570
‫تعجبی هم نداره.

139
00:09:50,570 --> 00:09:53,340
‫انگار تازه از پشت کوه
‫اومدی این‌ورا.

140
00:09:53,340 --> 00:09:56,210
‫فکر کنم جای تعجب نداره که نشناسیش.

141
00:09:56,210 --> 00:09:57,360
‫خب؟

142
00:09:57,790 --> 00:10:01,600
‫این مجسمه قدیس بزرگ، لاکه!

143
00:10:02,370 --> 00:10:04,770
‫قدیس... لاک؟

144
00:10:05,130 --> 00:10:07,370
‫یه قهرمان بزرگ که ده سال پیش،

145
00:10:07,370 --> 00:10:11,090
‫تنهایی یه لشکر از شیاطین رو
‫توی یه شکاف ابعادی متوقف کرد!

146
00:10:11,090 --> 00:10:13,250
‫اینکه... منم؟!

147
00:10:13,250 --> 00:10:17,110
‫فداکاری‌هاش کل دنیا رو نجات داد!

148
00:10:17,110 --> 00:10:20,750
‫قدیس لاک، یه قهرمان بزرگ
‫و یه حکیم بزرگ!

149
00:10:21,800 --> 00:10:25,630
‫شرط می‌بندم این یعنی فکر می‌کنن
‫من ده سال پیش مردم.

150
00:10:26,990 --> 00:10:28,500
‫ده سال پیش؟!

151
00:10:29,020 --> 00:10:32,250
‫یعنی من یه دهه کامل داشتم می‌جنگیدم؟

152
00:10:35,530 --> 00:10:38,530
‫دفتر مرکزی انجمن ماجراجویان

153
00:10:41,960 --> 00:10:45,280
‫قبلاً این‌ورا ندیده بودمت.

154
00:10:48,400 --> 00:10:49,850
‫ببخشید.

155
00:10:49,850 --> 00:10:51,540
‫منو نادیده نگیر!

156
00:10:51,840 --> 00:10:54,550
‫باید یاد بگیری
‫اینجا کارا چجوری—

157
00:11:00,030 --> 00:11:00,800
‫گوران!

158
00:11:08,680 --> 00:11:11,190
‫خیلی خوشحالم که زنده برگشتی!

159
00:11:11,190 --> 00:11:13,810
‫داری گریه می‌کنی؟ چقدرم پیر شدی؟

160
00:11:13,810 --> 00:11:16,980
‫گریه نمی‌کنم! پیر هم شدم!

161
00:11:16,980 --> 00:11:20,440
‫داریم درباره یه دهه حرف می‌زنیم!
‫ده سال گذشته!

162
00:11:21,560 --> 00:11:23,690
‫داره زار می‌زنه.

163
00:11:24,790 --> 00:11:27,070
‫عجب مزه‌ای می‌ده!

164
00:11:27,070 --> 00:11:29,080
‫خیلی خوشمزه‌ست!

165
00:11:29,480 --> 00:11:33,040
‫می‌دونی، ده ساله که
‫هیچی نخوردم!

166
00:11:33,040 --> 00:11:37,510
‫هر چی انرژی می‌خواستم رو با لمس مکنده می‌گرفتم،
‫ولی معده‌ام کلاً خالی بوده!

167
00:11:37,510 --> 00:11:39,260
‫چه خبرته؟!

168
00:11:39,260 --> 00:11:42,700
‫بعد از یه روزه طولانی نباید
‫توی خوردن غذای جامد زیاده‌روی کنی.

169
00:11:42,700 --> 00:11:44,590
‫بذار برات یه کم سوپ برنج بیارم.

170
00:11:44,860 --> 00:11:47,030
‫هی! یه کم سوپ برنج بیارین!

171
00:11:47,030 --> 00:11:48,180
‫فوری!

172
00:11:52,800 --> 00:11:55,850
‫با این حال، بازم تعجب می‌کنم
‫چطور از اون مخمصه جون سالم به در بردی.

173
00:11:55,850 --> 00:11:59,210
‫اینکه تونستم لمس مکنده رو یاد بگیرم
‫خیلی کمکم کرد.

174
00:11:59,960 --> 00:12:02,090
‫سوپ برنج رو آوردم.

175
00:12:02,090 --> 00:12:03,070
‫بیا تو!

176
00:12:06,570 --> 00:12:09,120
‫اوه، بالاخره رسیدی.

177
00:12:11,890 --> 00:12:14,360
‫خوب به نظر می‌رسی، لاک.

178
00:12:15,020 --> 00:12:16,380
‫اریک؟

179
00:12:19,130 --> 00:12:22,350
‫خـ... خیلی خوبه که برگشتی!

180
00:12:23,490 --> 00:12:25,140
‫تو هم، آره؟

181
00:12:25,430 --> 00:12:29,740
‫من با دو تا مرد میانسالِ
‫گریون چیکار باید بکنم؟

182
00:12:30,260 --> 00:12:33,480
‫انگار مردای جذاب هم پیر می‌شن.

183
00:12:35,510 --> 00:12:38,660
‫راستی، لاک. این یه کم غیرطبیعی نیست؟

184
00:12:38,660 --> 00:12:39,780
‫چی؟

185
00:12:39,780 --> 00:12:42,740
‫آره، تو اصلاً پیر نشدی.

186
00:12:42,740 --> 00:12:45,690
‫حتی قسم می‌خورم جوون‌تر هم شدی.

187
00:12:45,690 --> 00:12:49,100
‫چرت و پرت نگین. این...

188
00:12:50,760 --> 00:12:52,800
‫جوون‌تر شدم!

189
00:12:52,800 --> 00:12:54,210
‫چه خبره؟!

190
00:12:55,870 --> 00:12:58,920
‫وقتی پادشاه شیاطین رو
‫با لمس مکنده شکست دادم،

191
00:12:58,920 --> 00:13:02,080
‫کلی از نیروی حیاتش رو جذب کردم.

192
00:13:02,080 --> 00:13:03,960
‫شاید به خاطر همونه.

193
00:13:06,440 --> 00:13:07,210
‫چی شده؟

194
00:13:07,210 --> 00:13:09,970
‫پادشاه شیاطین رو شکست دادی؟!

195
00:13:09,970 --> 00:13:13,470
‫آـآره. زنده شد و دوباره سروکله‌اش پیدا شد.

196
00:13:16,230 --> 00:13:21,090
‫لاک، پادشاهی داشت نیروی نظامیش
‫رو تقویت می‌کرد

197
00:13:21,090 --> 00:13:23,810
‫تا برای برگشت پادشاه شیاطین
‫و حمله‌اش آماده باشه.

198
00:13:23,810 --> 00:13:29,990
‫ولی اگه تو از قبل شکستش دادی...
‫پس ما یه پاداش درست و حسابی بهت بدهکاریم.

199
00:13:29,990 --> 00:13:32,240
‫دقیقاً، اعلی‌حضرت.

200
00:13:32,240 --> 00:13:34,740
‫«اعلی‌حضرت»؟
‫
201
00:13:34,740 --> 00:13:36,800
‫تو پادشاهی؟!

202
00:13:36,800 --> 00:13:38,490
‫یعنی، می‌دونستم اشراف‌زاده‌ای!

203
00:13:38,490 --> 00:13:43,760
‫پادشاه قبلی فکر کرد چون پادشاه شیاطین رو
‫عقب روندم، لیاقت این مقام رو دارم.

204
00:13:43,760 --> 00:13:46,780
‫حالا اریک پادشاه شده.

205
00:13:46,780 --> 00:13:51,520
‫و منم استاد اعظم
‫انجمن ماجراجویانم.

206
00:13:51,520 --> 00:13:54,390
‫شما دو تا حسابی
‫واسه خودتون کسی شدین.

207
00:13:54,390 --> 00:13:58,450
‫خب، تو هم الان یه منجی
‫و یه حکیم بزرگی.

208
00:13:58,450 --> 00:14:02,900
‫جادوگر اعظم،
‫دوکِ بزرگ، لاک فرانزن.

209
00:14:02,900 --> 00:14:04,050
‫خیلی طولانیه!

210
00:14:04,050 --> 00:14:07,300
‫تازه این «دوک بزرگ» دیگه چه صیغه‌ایه؟!
‫من که اشراف‌زاده نیستم!

211
00:14:07,300 --> 00:14:08,900
‫فرانزن دیگه کیه؟!

212
00:14:08,900 --> 00:14:14,040
‫می‌خواستم از زحماتت قدردانی کنم،
‫واسه همین بهت یه لقب اشرافی دادم.

213
00:14:14,040 --> 00:14:17,780
‫این اولین کاری بود که
‫بعد از ساختن اون مجسمه انجام داد.

214
00:14:17,780 --> 00:14:20,900
‫آها راستی، مجسمه!
‫قضیه‌اش چیه؟

215
00:14:20,900 --> 00:14:23,800
‫اوه، دیدیش؟ خیلی خوش‌تیپه، نه؟

216
00:14:23,800 --> 00:14:26,540
‫خیلی از من بهتره.

217
00:14:26,540 --> 00:14:30,170
‫خب، مجسمه‌ساز که هیچ‌وقت ندیده بودت.

218
00:14:30,530 --> 00:14:34,680
‫اونو بر اساس توصیفات من و گوران ساخت،
‫و نتیجه‌اش شد اون.

219
00:14:35,030 --> 00:14:37,430
‫می‌دونستم زیر سر شما دو تاست.

220
00:14:37,930 --> 00:14:42,690
‫با این حال، عجیبه که وقتی منو قاطی خودشون کردی،
‫بقیه اشراف صداشون درنیومد.

221
00:14:43,040 --> 00:14:48,190
‫تو خانواده‌ای نداشتی و
‫همه فکر می‌کردن مردی.

222
00:14:48,650 --> 00:14:54,820
‫این یعنی الان که زنده برگشتم
‫قراره دردسرساز بشه؟

223
00:14:56,830 --> 00:15:01,100
‫خب، بهتره به داستان رسمیمون که می‌گه
‫لاک مرده دست نزنیم.

224
00:15:01,710 --> 00:15:02,890
‫لاک...

225
00:15:03,350 --> 00:15:05,710
‫پس، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

226
00:15:06,180 --> 00:15:07,920
‫فرصت خوبیه.

227
00:15:07,920 --> 00:15:10,570
‫می‌خوام به عنوان یه ماجراجو
‫همه چیز رو از صفر شروع کنم.

228
00:15:16,720 --> 00:15:17,990
‫واو.

229
00:15:17,990 --> 00:15:19,970
‫اینم کارت ماجراجویی جدیدت.

230
00:15:20,380 --> 00:15:26,040
‫یه طلسم مخفی‌کننده اطلاعات روش زدیم
‫که فقط اسم «لوک» روش بیفته.

231
00:15:26,040 --> 00:15:27,730
‫«لوک» دیگه از کجا اومد؟

232
00:15:27,730 --> 00:15:31,660
‫اسم کاملت لاک لوک فرانزنه دیگه.

233
00:15:31,660 --> 00:15:33,730
‫حتی بهم اسم میانی هم دادن؟

234
00:15:34,010 --> 00:15:39,310
‫شغل اولت که
‫«جادوگر اعظم رتبه S» هست مخفی شده،

235
00:15:39,310 --> 00:15:44,040
‫واسه همین فقط شغل دومت
‫که «جنگجوی رتبه F» هست نشون داده می‌شه.

236
00:15:44,040 --> 00:15:49,750
‫از این به بعد، تو رو به اسم
‫لوک، جنگجوی رتبه F می‌شناسن.

237
00:15:50,170 --> 00:15:52,760
‫شرمنده که تو زحمت انداختمتون.

238
00:15:52,760 --> 00:15:56,920
‫مهم نیست، ولی از اینکه بخوای
‫از صفر شروع کنی حوصله‌ات سر نمی‌ره؟

239
00:15:56,920 --> 00:15:58,520
‫می‌تونستی با دشمن‌های قوی‌تری بجنگی.

240
00:15:59,510 --> 00:16:03,300
‫من به اندازه کافی
‫با دشمن‌های قوی جنگیدم.

241
00:16:04,690 --> 00:16:07,020
‫قدیس لا... ارباب لوک.

242
00:16:07,020 --> 00:16:09,900
‫اون روز خیلی باهاتون بدرفتاری کردم.

243
00:16:09,900 --> 00:16:13,400
‫اشکالی نداره. منظورم اینه که
‫سر و وضع درستی هم نداشتم.

244
00:16:13,400 --> 00:16:15,380
‫شما لطف دارین.

245
00:16:15,950 --> 00:16:17,280
‫دارین کجا می‌رین؟

246
00:16:17,590 --> 00:16:19,540
‫انجمن ماجراجویان.

247
00:16:19,540 --> 00:16:21,300
‫پس فعلاً خدانگهدار.

248
00:16:26,130 --> 00:16:29,240
‫سلام. من آرون هستم، مسئول پذیرش.

249
00:16:29,830 --> 00:16:31,190
‫می‌خواستم این مأموریت رو بردارم.

250
00:16:31,190 --> 00:16:32,300
‫بسیار خب.

251
00:16:33,070 --> 00:16:35,280
‫پاکسازی گابلین‌ها.

252
00:16:35,280 --> 00:16:36,550
‫تنهایی؟

253
00:16:36,550 --> 00:16:38,800
‫بله، برنامه‌ام همینه.

254
00:16:39,120 --> 00:16:43,460
‫برای یه تازه‌کار خیلی خطرناکه
‫که تنهایی بره مأموریت پاکسازی گابلین‌ها.

255
00:16:43,460 --> 00:16:45,050
‫من این کار رو توصیه نمی‌کنم.

256
00:16:45,050 --> 00:16:47,720
‫می‌دونم، ولی از پسش برمیام.

257
00:16:47,720 --> 00:16:50,310
‫به هر حال من در واقع رتبه S هستم.

258
00:16:50,310 --> 00:16:54,800
‫مرگ تازه‌کارها به خاطر دست‌کم گرفتن
‫گابلین‌ها چیز عجیبی نیست.

259
00:16:54,800 --> 00:16:55,570
‫درسته...

260
00:16:55,570 --> 00:16:57,730
‫اصلاً نمی‌تونم رفتن تک‌نفره رو تأیید کنم.

261
00:16:57,730 --> 00:16:59,800
‫دوست داری با ما بیای؟

262
00:17:01,050 --> 00:17:03,290
‫ما هم ماجراجوی رتبه F هستیم.

263
00:17:03,290 --> 00:17:05,310
‫یه جادوگر و یه دیده‌بان کماندار.

264
00:17:05,310 --> 00:17:07,350
‫به یکی تو خط مقدم نیاز داریم.

265
00:17:07,350 --> 00:17:09,460
‫تو جنگجویی، مگه نه؟

266
00:17:09,460 --> 00:17:10,910
‫چه فکر بکری!

267
00:17:10,910 --> 00:17:13,470
‫شما سه نفر می‌رین گابلین‌ها رو پاکسازی کنین!
‫تأیید شد!

268
00:17:13,850 --> 00:17:16,140
‫ها؟ ولی من که نگفتم—

269
00:17:16,140 --> 00:17:18,590
‫این یه فکر بکره!

270
00:17:18,590 --> 00:17:19,720
‫چشم، خانم.

271
00:17:20,140 --> 00:17:21,620
‫خب...

272
00:17:22,090 --> 00:17:24,780
‫آموزش دادن به تازه‌کارها هم مهمه.

273
00:17:30,650 --> 00:17:32,460
‫از دیدنت خوشبختم. اسم من آریوئه.

274
00:17:32,460 --> 00:17:34,380
‫می‌تونم از گلوله آتشین استفاده کنم.

275
00:17:34,380 --> 00:17:36,000
‫ایشون هم خواهر کوچیکترم، جینیه.

276
00:17:36,000 --> 00:17:38,780
‫من جینی‌ام. کارای تیراندازی
‫با منه.

277
00:17:39,140 --> 00:17:42,780
‫منم لوکم. از شمشیر استفاده می‌کنم.
‫خوشبختم.

278
00:18:01,040 --> 00:18:06,540
‫خسارات شامل محصولات انبار شده دو ماه،
‫دو تا گاو و سه تا گوسفنده.

279
00:18:06,540 --> 00:18:11,690
‫حصار غربی اکثراً آسیب می‌بینه،
‫پس احتمالاً از اون سمت میان.

280
00:18:12,030 --> 00:18:17,200
‫بنابراین، با توجه به محدوده زیستگاه گابلین‌ها،
‫لونه‌شون باید...

281
00:18:17,200 --> 00:18:20,010
‫شواهد نشون می‌ده
‫حدود ده تا ازشون اونجاست.

282
00:18:20,010 --> 00:18:21,820
‫آره، همون حوالی.

283
00:18:27,700 --> 00:18:30,450
‫از این طرف. فکر نکنم
‫از اینجا خیلی دور باشه.

284
00:18:30,450 --> 00:18:32,340
‫باشه، بریم.

285
00:18:32,780 --> 00:18:35,860
‫جینی دیده‌بان خیلی ماهریه.

286
00:18:35,860 --> 00:18:38,940
‫حواسش به شکاره،
‫و خیلی هم فرزه.

287
00:18:38,940 --> 00:18:41,060
‫به نظرم اصلاً شبیه رتبه Fها نیست.

288
00:18:41,660 --> 00:18:42,840
‫ولی...

289
00:18:43,640 --> 00:18:46,190
‫تعداد گابلین‌ها رو
‫اشتباه حدس زدن.

290
00:18:47,010 --> 00:18:50,120
‫متوجه ردپاهای
‫مخفی‌شده نشدن.

291
00:18:50,610 --> 00:18:52,630
‫و نکته مهم اینه که،

292
00:18:52,630 --> 00:18:55,750
‫گابلین‌ها اونقدر باهوش نیستن
‫که ردپاهاشون رو مخفی کنن.

293
00:18:56,370 --> 00:19:00,060
‫به عبارت دیگه، یه هیولای دیگه
‫داره رهبریشون می‌کنه.

294
00:19:01,180 --> 00:19:02,050
‫جینی.

295
00:19:02,690 --> 00:19:03,990
‫چی شده؟

296
00:19:04,800 --> 00:19:07,750
‫نه، هیچی.

297
00:19:08,550 --> 00:19:10,810
‫شما دو تا چرا معطلین؟

298
00:19:10,810 --> 00:19:11,670
‫باشه!

299
00:19:11,670 --> 00:19:13,270
‫بریم، لوک.

300
00:19:15,130 --> 00:19:20,180
‫نمی‌تونی با گفتن همه چیز از قبل،
‫کسی رو آموزش بدی.

301
00:19:20,500 --> 00:19:22,880
‫از شکست می‌شه چیزای زیادی یاد گرفت.

302
00:19:22,880 --> 00:19:24,690
‫مخصوصاً تو جوونی.

303
00:19:25,290 --> 00:19:29,810
‫ولی حالا که انتخاب کردم بهشون نگم،
‫مسئولیتش با منه.

304
00:19:30,690 --> 00:19:33,670
‫قسم می‌خورم نذارم این دو تا بمیرن.

305
00:19:37,470 --> 00:19:39,590
‫اونجا باید لونه‌شون باشه.

306
00:19:39,590 --> 00:19:41,780
‫شبیه یه معدن قدیمیه.

307
00:19:42,530 --> 00:19:44,290
‫اوضاع بد به نظر می‌رسه.

308
00:19:44,290 --> 00:19:45,810
‫واقعاً؟

309
00:19:45,810 --> 00:19:47,700
‫من که اینطور فکر نمی‌کنم.

310
00:19:47,700 --> 00:19:52,200
‫گابلین‌ها شب‌گردن.
‫بهتره تا روزه بهشون حمله کنیم.

311
00:19:52,200 --> 00:19:53,760
‫من جلو می‌رم.

312
00:19:53,760 --> 00:19:55,830
‫جینی، از عقب پوششم بده.

313
00:19:55,830 --> 00:19:58,540
‫وقتی رفتیم تو، حواست به پشتمون باشه.

314
00:19:58,540 --> 00:19:59,840
‫حتماً.

315
00:19:59,840 --> 00:20:03,980
‫آریو، تو راه تا جایی که می‌تونی
‫مانا ذخیره کن.

316
00:20:03,980 --> 00:20:04,880
‫باشه.

317
00:20:04,880 --> 00:20:05,780
‫بزن بریم!

318
00:20:33,600 --> 00:20:35,990
‫تا الان بیشتر از
‫سی تاشون رو کشتیم.

319
00:20:36,490 --> 00:20:39,210
‫این بیشتر از چیزی نیست که انتظار داشتیم؟

320
00:20:39,490 --> 00:20:43,570
‫دسته‌های این شکلی رو معمولاً
‫یه هاب‌گابلین رهبری می‌کنه.

321
00:20:46,250 --> 00:20:49,560
‫آریو، هنوز می‌تونی گلوله آتشین بزنی؟

322
00:20:49,560 --> 00:20:53,170
‫اگه خیلی به خودم فشار بیارم.
‫ولی تقریباً خالی کردم.

323
00:20:53,170 --> 00:20:55,420
‫جینی، تیر به اندازه کافی داری؟

324
00:20:55,990 --> 00:20:58,330
‫فقط سه تا برام مونده.

325
00:20:59,330 --> 00:21:00,860
‫بیاین عقب‌نشینی کنیم.

326
00:21:01,090 --> 00:21:02,100
‫ولی!

327
00:21:02,100 --> 00:21:05,440
‫وقتی مانا و تیرمون کمه،
‫جلو رفتن خطرناکه.

328
00:21:06,750 --> 00:21:08,270
‫تصمیم خوبیه.

329
00:21:08,990 --> 00:21:11,020
‫باشه، قبوله.

330
00:21:23,510 --> 00:21:25,300
‫یه ارباب گابلین‌ها.

331
00:21:28,210 --> 00:21:29,420
‫عجیبه.

332
00:21:29,420 --> 00:21:32,300
‫اینکه دام‌ها رو
‫کم‌کم می‌دزدن

333
00:21:32,300 --> 00:21:36,430
‫یعنی رئیسشون داره
‫به گابلین‌ها دستورات سیستماتیک می‌ده.

334
00:21:36,430 --> 00:21:38,520
‫این نشون‌دهنده یه
‫سطحی از هوشه‌.

335
00:21:38,980 --> 00:21:43,290
‫ولی اصلاً همچین چیزی
‫از این ارباب گابلین‌ها حس نمی‌کنم.

336
00:21:43,700 --> 00:21:46,990
‫پس حتماً یه چیز دیگه
‫داره اینجا دستور می‌ده.

337
00:21:56,910 --> 00:21:58,160
‫جوجه!

338
00:21:59,720 --> 00:22:01,160
‫از سر راهم برو کنار!

339
00:22:01,500 --> 00:22:02,840
‫وگرنه برات بد می‌شه!

340
00:22:05,090 --> 00:22:07,090
 

341
00:22:07,090 --> 00:22:10,090
 

342
00:22:10,090 --> 00:22:13,090
 

343
00:23:34,930 --> 00:23:40,010
‫قسمت بعد: یه دشمن سرسخت
‫تو اعماق لونه مخفی شده بود

